دوشنبه، فروردین ۲۷، ۱۳۸۶

خودمونی

ساناز عزیزم

اگر از حال ما بخواهیدا جون شما داریم از هیجان میمیریم! آی خوشحالم... آی اینترنت دارم... که نگو! و دلم پکیده بود برای یک چت گوگلی با تو که آن هم حاصل شد فتبارک ا....

امروز هم یک فقره امتخان داریم که برایش درس نخوانده ایم و شدیداً کیفور هستیم از این احتمالاً کورس را فلاپ خواهیم کرد تمیز!!!!

و البته با یک عدد شریفی آشنا شده ایم و تحویلمان گرفته اند و از این بابت جوگیرستانیم.

شما هم که البته بی رئیس مانده اید و ما هم که در حال خوشگذرانی هستیم با کار فراوان... من اگر جای تو بودم الان خونه خواب بودم و... بگذریم.

بروم سراغ کارم...

اما این پستهای ای میلی به من ساخته و میخواهم ادامه اش دهم بی حرف پیش!

هیچ نظری موجود نیست:

Stat