سه‌شنبه، فروردین ۲۱، ۱۳۸۶

روزمرگی های یک سه شنبه

امروز خیلی اینجا خفه است و من به شدت در حال فرا گیری درس مهیج "تحقیق در عملیات" و حل تمارین مربوطه میباشم. از بین پیمانکاران محترم و محترمه بالاخره یکی انتخاب شد و ما دوهفته دیگر از شر این یکی راحت و به شر بعدی دچار میشویم.

این حل تمرین حال ما را به شدت گرفته است و گرفتارمان نموده شدید. از آن طرف هم از روی شگم-سیری (منظورم همان ش-ک-م-س-ی-ر-ی است) نشسته ایم برنامه غذایی تا 12 اردیبهشت نوشته ایم برای ملت که حظش را ببرند شدید...!!!!!

از سوی دیگر هم، حسابی در کف دو کتابی هستم که ابتیاع نموده ام و شدیداً عاشق جی.دی.سلینجر شده ام! بودم... از ناطوردشت عاشقش بودم. دومی هم که میخوانم و میخندم که ای بابا پس من چرا اینقدر کم شبیه زنان عالم هستم و بیشتر به مردان شبیه!!!!!!! بگذریم... کتاب را جلد سفید کرده ام که فضولان درنیابند که چه میخوانیم و....

دیروز در کلاس اقتصاد بحث نان و عدالت اجتماعی و ... بود! و من هم که پایه بحث راست و چپ و تئوری و.... ای پدر و مادر عزیز کجایید که دختران از دست رفت. بعد هم دستیگرمان کردند و مجبور به فرار شدیم! هه هه هه...

هنوز بی اینترت هستیم و در حال مرگ!

من دلم هیو گرانت میخواد!

هیچ نظری موجود نیست:

Stat