یکشنبه، مهر ۳۰، ۱۳۸۵

ماجراهای پارسا و پارمیدا

اینهایی که مینویسم خوشمزگیهای عموزاده و عمه زاده هست که در عرض هفته گذشته اتفاق افتاده:
اول پارسا
تبلیغ "امرسان" ملاحظه مینمودیم که میفرماید: "من و مامان و امرسان" وپسرعمو محترم فرمود
اینا باباشون امرسانه؟
و باز در باب کله پاچه فرمود:
من از این جیزا نمیخورم چیه یه دونه عقل میزارن جلوی
آدم؟
----
از اون طرف این نوه عمه ما اومده بود خودش رو برا خواهره لوس کنه و شروع کرده بود به مالیدن خودش به یخچال و بعد خیلی خوش مزه مسقل بچه گفته:
میشه من با مبال شما بازی کنم؟
توضیح ضروری : در زبان دخترک یک سال و نیمه ما مبال (به ضم میم) همان موبایل است!

۱ نظر:

ناشناس گفت...

سلام
..........خوبی بابا فوق دکترا
ممنون که سر زدی
خیلی خوشحال شدم
راستی چرا اینجا تک اوفتادی .......
بلند شو بیا ابدارخونه عمو یه چای تازه دم بخور
بیا بلاگفا بنویس
سر بزن............

Stat