یکشنبه، خرداد ۱۳، ۱۳۸۶

برای آیدینم و دوستی ناتمامش

می­گه: لاغر شدم نه؟

میخندم: آره! زندگی متأهلی بهت نساخته؟

دستش رو میکشه تو موهاش که حالا کوتاهشون کرده

- تموم شده...

حتی نگام هم نمیکنه...

- چی؟!!!!

چشمهام گرد شده!

- تموم شده ... پریروز... تموم شده

میدونی آیدینم... دلم میخواست بغلت کنم و بگم: چیزی نیست چیزی نیست.

هیچ نظری موجود نیست:

Stat