دو تصویر
نقش نخست: یک پدر و دو پسر
و انگار پدر یکی از پسران است... با حوصله و بشاش... گرچه سنش بیش از آن است که حوصله کودکی داشته باشد... اما برای بازی آماده است. و هربار که فرزندانش جمله قشنگی میگویند چشمانش برق میزند....
نقش دوم: مادر جوان و دخترک
دخترک نعره میکشد
"بیا اینو ببین"
زن جوان شلختهوار چادرش را روی صورتش میکشد.
"بیا دیگه"
"پام درد میکنه... نمیام" صدایش اندکی تیز است و موهای نامرتبش را زیر سیاهی چادر چروکش مرتب میکند.
"هی میگه این رو بخر، اون رو بخر! هی باید بگم پول ندارم...!"
نمیدانم این جمله را بیشتر برای همراهش میگوید و یا برای توجیه بقیه نسبت به رفتارش... صدایش بهاندازه کافی بلند هست که از روی صدای Bryan Adams و آهنگ "Not Guilty"اش بگذرد.
دخترک پا میکوبد، گریه میکند، جیغ میکشد، روی زمین خودش را به خاک میمالد و بالاخره از نفس میافتد.
مادر جوان بلند میشود و از دکه روبرو برای خودش عطر میخرد!


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر