Sunday، June 03، 2007

و کافه تیتر


خیلی خوش گذشت... بیشتر از اون چیزی که فکر میکردم و جالب اینجاست که از آقای شیرازی خیلی خوشم آمد در حالی که انتظار یک آقای خشن و عبوس 50 ساله رو داشتم با ایشون روبرو شدم و بعد کاملاً نظرم عوض شد... سیزیف عزیز هم که مثل همیشه عالی بود و امید و پیرو احساس هم که جا خود دارند. مرد خاموش گروه علی تهرانی هم بود که مثل همیشه هیچ نگفت. چیزی که گفتنش قابل میزان دودکش بودن رفقای میزهای اطراف بود و سلب حق تنفس از ما... واقعاً که

خان داداش به ما میگن سه تفنگدار؟ این عکس رو در فرش قرمز کتاب سیزیف پیدا کنید

اگر توطئه ای هم بشود از این دو تن باید سراغ گرفت

در این گردهمآیی یک مرفه بی درد هم مشاهده شد که دست ما را از پشت بسته بود

من اصولاً با مدلهای مختلف دست این آقا کلی قصه میسازم... خیلی با دستهاش حرف میزنه... دوست میدارم









گروه های گوگل
Blogfagatherings
كاوش در آرشيو در groups.google.com

3 دیدگاه:

sun گفت...

khaili namardiiiiiiiiiinnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnn bedune man:((((((((((((((((((((((((

Sheyda گفت...

درودي سبز
يك پيشنهاد براي هدفمند كردن همايش هاي ماهانه
تشكيل يك شركت تعاوني براي پرداخت وام
موافقيد؟؟؟

Sheyda گفت...

بيچاره اوني كه پشت پنجره است
طفلكي
هوار مي زنه براي گشودن پنجره ها
امان از دست شما
آخرين خبر: بيچاره مرد از بس كه سرفه كرد

Stat