
تولد خانووومیییییه تو کافه 35
مدتهاست که اینطوری بی محبا دور هم جمع نشدیم... چقدر دلم برای خنده های مهرداد تنگ شده... گیلبرت بلایت میپرسه از من هم تو بلاگت مینویسی؟
حالا ازش مینویسم که با یک "خانومی" دوست شده... عزیزم قرار بود من و تو تا آخر مجرد بمونیم که!!!1
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر