چهارشنبه، تیر ۱۷، ۱۳۸۳

یه شب تابستون بهم گفتی که میشه با خاطره ها زندگی کرد.

یه شب خیلی دور بهم گفتی که فقط خاطره ها میمونن و خواستی که درکت کنم. یه شب گرم و خشک دلم رو با خودت بردی و من رو گذاشتی با خاطره هام ....
ولی بهم نگفتی وقتی خاطره ها مرده ان با چی زندگی کنم؟

هیچ نظری موجود نیست:

Stat