یکشنبه، خرداد ۱۷، ۱۳۸۳

مسخره نیست که وقتی تصمیم گرفتم که دیگه ننویسم یک دفعه این همه موضوع برای نوشتن پیدا شده؟
ناهید که از جلوی خورشید میگذره و افسانه میگه تنها باریه که آناهیتا و میترا باهم متحد میشن....
و اینهمه dream که کم کم خودشون رو میرسونن روی موج و به من چشمک میزنن و .... با موج غیب میشن.
و نمیدونم.........
حالام که دچار بیماری Schizophrenic آلبوم جدید JC شدم! بخصوص این آهنگ lose myselfش که دیگه شاهکاره! و وای mercy رو هم دوست میدارم........
ولی کلا امروز روز خوبی بود...... میل سینا خیلی شارژم کرد.
Isn't it strange? How life can take you up right after you feel you are drowned & there is no savor out there?

هیچ نظری موجود نیست:

Stat