من از دنیا شما نیستم
من از جنس خاطره و رویایم...
من به جایی متعلقم که در آن آسمان آبی است
و رویاها را زندگی میکنند....
من ملکه سرزمین خیالم....
بانوی تصورات روشن و قصه های بی سرانجام.
اما تاج مرا حقیقت به یغما برده
و واقعیت زندگی شما مرا اسیر....
بازگردانیدم به سرزمین رویا،
به قصرهای شیشه ای و جادوی داستانها....
تاجم از آن شما... قلمروم را چپاول نکنید
بگذارید سرزمینی باشد
که در هنوز میتوان به شاهزاده ها و غول ها
به پریان و اجنه باور داشت.
بگذارید سرزمینی باشد
که در آن عشق بهای اندک نگاهی را داراست
سرزمینی که در آن هنوز
وردها و طلسمها معنا دارند
بگذارید سرزمینی باشد...
حتی اگر تنها ذهن من آن را میبیند...
بازم گردانید.
من به جایی متعلقم که در آن آسمان آبی است
و رویاها را زندگی میکنند....
من ملکه سرزمین خیالم....
بانوی تصورات روشن و قصه های بی سرانجام.
اما تاج مرا حقیقت به یغما برده
و واقعیت زندگی شما مرا اسیر....
بازگردانیدم به سرزمین رویا،
به قصرهای شیشه ای و جادوی داستانها....
تاجم از آن شما... قلمروم را چپاول نکنید
بگذارید سرزمینی باشد
که در هنوز میتوان به شاهزاده ها و غول ها
به پریان و اجنه باور داشت.
بگذارید سرزمینی باشد
که در آن عشق بهای اندک نگاهی را داراست
سرزمینی که در آن هنوز
وردها و طلسمها معنا دارند
بگذارید سرزمینی باشد...
حتی اگر تنها ذهن من آن را میبیند...
بازم گردانید.


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر