Sunday، October 21، 2007

حافظه ام

چیزهایی که از زندگی یادم میمونه مثل جزیره میمونن... یه حس، یه خط، یه جمله، یه صحنه، یه آهنگ...

Saturday، October 06، 2007

For Dearie


خواهری من از آزار دادن من لذت میبرد... از اینکه دستورفرمایی کند هم! همچنین غذاهایی را دوست میدارد که من دوست نمیدارم، به موسیقی مورد علاقه من میگوید رومانتیک مرگ، و از اینکه پرده ها را کنار بزنم شاکی میشود!
خواهری من پایه خوردن پیتزا و اغفال جهت زنگ زدن به یکی از هزاران فروشگاه مورد علاقه مان است، خواهری من فال خوب میگیرد (هرچند برای من نباشد) خواهری من با سلیقه است و غذاهای خوشمزه برای من میپزد! خواهری من صبح ساعت ۵ نشده بیدار میشود که به دانشگاه برود و هیچ وقت خواب نمیماند!
از بهترین لحظات زندگی من، شبهایی است که با خواهری پچ پچ میکنم و صدای همه را در میآورم. و یا باهم در خیابان انگلیسی حرف میزنیم و یا در تاکسی بلند بلند اظهار نظر میکنیم. از دیگر بهترین لحظات زندگی ام، وقتیهایی هست که دیالوگهای محبوبمان را اجرا میکنیم!
Say Stop!
بگذریم... تفلدت مبارک!

Stat